دوا و درمانهای سنتی در جهرم؛ از نارپوست تا قادمهبستن
به گزارش اخبار جهرم، در گذشته در جهرم، اتواع درمانهای محلی برای بیماریها انجام میشد که برخی با دارو و دوا و برخی با درمانهای سرپایی بودند که از جملۀ آنها به: حجامت یا شیشهگذاشتن، پرندهزدن، دندهچسباندن، انگشت گلو کردن، ملاقه/قاشق داغ، خناقبریدن، مهرهگرفتن، بادکش کردن و… . هر کدام از این درمانها در محلات مختلف جهرم، افراد متبحر و مجربی داشت که بیشتر پیرمرد و پیرزنان هر محله بودند. این درمانها گاهی نیز با باورهای عامیانه و خرافات آمیخته بودند. از آنجایی که این روزهای زمستانی، انواع گلودرد و سینهپهلو شیوع دارد، به طور خلاصه به برخی از این درمانها اشاره میکنیم:
پرندهزدن: کسانی که سینه پهلو می کردند اگر مدتی میگذشت و خوب نمیشد، میگفتند گذرانده است. آنگاه پارچۀ کهنه را فتیله میکردند و سر آن را آتش میزدند. سپس کمی آتش را کور میکردند تا شعۀ آتش کم بشود و با آن گرده و پهلوی بیمار را داغ میزدند و پوست بیمار تاول میزد. مردم این باور بودند داغی که باعث تاولزدن پوست میشد، یبب میشود بیمار تَم برود(بترسد) و عرق کند و سلامت خود را بیابد. به این کار را پرنده زدن میگفتند.
درمان دیگری که تا چندی پیش نیز برای رفع سینهپهلو در جهرم رایج بود، چسباندن دنده بود، به این صورت که اگر کسی بر اثر سرماخوردگی سینهپهلو میکرد و رو به گدازی(لاغری و آبشدن گوشت بدن) بود، دندهها را با تکهای پارچه که مقداری بُنیزه یا صمغ درخت بادام روی آن مالیده بودند، روی بدن بیمار میچسباندند. بعدها که چسب دنده به بازار آمد و از آن استفاده میکردند.
اگر شخصی اوریون میگرفت به آن گلو پُخَک یا گلو پُفَک میگفتند و اگر غدۀ لنفاوی کنار صورت ورم میکرد، قاشق یا ملاقۀ مسی را داغ میکردند و روی آن میکشیدند تا ورم آن بخوابد.
در قدیم درمان دیگری هم برای رفع گلو درد در جهرم بود. هر وقت کودکی صدایش کمی کرپ و گرفته میشد، ریسمانی از موی بز که به آن قادمه میگفتند به گردن بچه میبستند و مقداری هم از گردنش آویزان میکردند و او را نزد قصاب محل میبردند. قصاب به محض دیدن بچه متوجه میشد که از او چه میخواهند و کاردی برمیداشت و با صدای بلند میگفت «بُوُرم سَرِ دشمن» و مقداری از قادمۀ آویزان را میبرید. بچه وحشت و گریه میکرد. مردم بر این عقیده بودند که با این کار بچه خوب میشود و تا خوب شدن گلودرد بچه قادمه از گردن بچه باز نمیکردند و به آن «خناق بریدن»، میگفتند.
یکی از دیگر از درمانهای محلی جهرم که خیلی هم مشتری داشت، «انگشت اَ گلو کردن» بچهها بود. کودکان شیرخوار گاهی به علت عفونت و ورم گلو، بلع شیر برایشان مشکل می شد. در این گونه مواقع درمانگر کع معمولاً پیرزنی باتحربه بود چهار زانو پشت اجاق می نشست و بچه رو در بغل میگرفت انگشت سبابه را در آب فرو می برد و با خاکستر درون اجاق درهم میآمیخت. سپس دهان کودک را باز میکرد و انگشت را در حلق طفل چند بار می چرخاند. فریاد گریه کودک که بلند میشد، درمانگر بچه را به مادر تحویل میداد و توصیه میکرد سریع به او شیر بدهد. برای کودکان خردسال نیز انگشت در آب و پوستانار آسیابشده یا نارپوست میزدند و در گلوی کودکان میگرداندند تا راه گلویشان باز شود. انگشت در فلوس زدن و دوای کوفتنی نیز برای انواع سرماخوردگی و دلدرد و و دردهای گوارشی در جهرم رایج بود.
همچنین برای درمان کسی که پیوسته دچار دلدرد میشد و به آن دلدرد کهنه میگفتند، مریض را به پشت میخواباندند و شخص ایستاده،ته پای خود را روی ناف بیمار میگذاشت و به آرامی فشار میداد تا مریض آرام گیرد. به این کار مهرهگرفتن میگفتند و افرادی خاص در آن تبحر داشتند.
جهرمیها در گذشته برای درمان زردی یا یرقان معتقد بودند بیمار باید نوعی ماهی کوچک به نام ماهی موتو را قورت دهد. به باور ایشان ماهی موتو زردی را میگیرد و از بدن دفع میکند.