اخبار 14 فروردین 1405 - 3 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

از سواد رسانه‌ای تا بصیرت رسانه‌ای؛ راز ایستادگی یک ملت در برابر جنگ روایت‌ها

از سواد رسانه‌ای تا بصیرت رسانه‌ای؛ راز ایستادگی یک ملت در برابر جنگ روایت‌ها

 

در طول نزدیک به پنج دهه گذشته، آنچه می‌توان از آن با عنوان «امپراطوری رسانه‌ای» یاد کرد، با بهره‌گیری از پیچیده‌ترین ابزارهای ارتباطی، شبکه‌های ماهواره‌ای، پلتفرم‌های دیجیتال، اتاق‌های فکر و جنگ روانی، پروژه‌ای مستمر برای اثرگذاری بر ذهن و ادراک جامعه ایرانی را دنبال کرده است. هدف این پروژه صرفاً اطلاع‌رسانی یا حتی رقابت رسانه‌ای نبود؛ بلکه تلاشی سازمان‌یافته برای تغییر نظام معنایی جامعه، تضعیف پیوند مردم با دین، باورهای هویتی و نیز کاستن از روحیه مسئولیت‌پذیری نسبت به سرنوشت و امنیت کشور بود.

 

در ادبیات علوم ارتباطات، همواره از «سواد رسانه‌ای» به‌عنوان سپر دفاعی مخاطبان در برابر پیام‌های جهت‌دار یاد می‌شود. سواد رسانه‌ای یعنی توانایی تحلیل پیام، تشخیص منبع، فهم اهداف پنهان و تفکیک واقعیت از عملیات روانی. اما تجربه ایران نشان داده است که یک لایه عمیق‌تر نیز وجود دارد؛ لایه‌ای که می‌توان آن را «بصیرت رسانه‌ای» نامید.

 

بصیرت رسانه‌ای صرفاً مهارت فنی در تحلیل محتوا نیست، بلکه ترکیبی از آگاهی تاریخی، هویت فرهنگی و دینی، درک منافع ملی و قدرت تشخیص لحظه‌های سرنوشت‌ساز است. فردی که به بصیرت رسانه‌ای رسیده باشد، نه تنها پیام را تحلیل می‌کند، بلکه جایگاه آن پیام را در میدان نبرد روایت‌ها می‌فهمد و می‌تواند میان حقیقت، تحریف و عملیات ادراکی تمایز قائل شود.

 

در سال‌های اخیر، حجم عملیات رسانه‌ای علیه ایران به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت؛ شبکه‌ای گسترده از رسانه‌ها، اتاق‌های فکر و پلتفرم‌های دیجیتال تلاش کردند روایت خاصی از واقعیت ایران را در ذهن مخاطبان تثبیت کنند. اما رخدادی که طی بیش از یک ماه حضور مستمر مردم در خیابان‌ها برای دفاع از کشور و ایستادگی در برابر تهاجم دشمن شکل گرفت، معادله‌ای متفاوت را آشکار ساخت.

 

این حضور صرفاً یک واکنش سیاسی یا هیجانی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از فعال شدن لایه عمیق‌تری در آگاهی جمعی جامعه ایران بود. مردمی که سال‌ها در معرض بمباران پیام‌های رسانه‌ای قرار داشتند، در لحظه‌ای تاریخی نشان دادند که توان تشخیص میدان واقعی را دارند و میان روایت رسانه‌ای و واقعیت عینی تمایز قائل می‌شوند.

 

آنچه در این صحنه رخ داد، جلوه‌ای از «بصیرت رسانه‌ای» جامعه بود؛ بصیرتی که اجازه نداد روایت‌های طراحی‌شده در اتاق‌های جنگ شناختی جایگزین تجربه زیسته و فهم تاریخی، دینی و فرهنگی مردم شود.

 

به همین دلیل می‌توان گفت اگرچه سال‌ها تأکید بر افزایش سواد رسانه‌ای مردم ضروری و درست بوده است، اما تجربه ایران نشان داد که جامعه‌ای با هویت تاریخی،دینی و فرهنگی ریشه‌دار می‌تواند از سطح سواد رسانه‌ای عبور کند و به مرحله‌ای برسد که در آن، قدرت تشخیص و ایستادگی در برابر عملیات رسانه‌ای به یک سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود.

 

حضور آگاهانه مردم در دفاع از کشور نشان داد که امپراطوری رسانه‌ای، با همه ابزارها و سرمایه‌های خود، در برابر اراده و بصیرت یک ملت الزاماً پیروز میدان نیست. گاهی واقعیت اجتماعی و آگاهی تاریخی مردم می‌تواند روایت‌های پرهزینه رسانه‌ای را بی‌اثر کند و حتی آنها را در برابر حقیقت شکست دهد.

 

این تجربه، نه فقط یک رویداد سیاسی، بلکه نمونه‌ای قابل مطالعه در حوزه ارتباطات و جنگ شناختی است؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد در عصر سلطه رسانه‌ها، آنچه سرنوشت نبرد روایت‌ها را تعیین می‌کند، صرفاً حجم پیام و قدرت پخش نیست، بلکه سطح بصیرت و آگاهی جامعه‌ای است که آن پیام‌ها را دریافت می‌کند.

 

علی کریمی

 

نویسنده
خبرستان جهرم
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 4 =